آسمون دلدادگی | ||
|
![]() زندگی یعنی….
زندگی یعنی نگاه کودکی/ سادگی شعرهای رودکی
زندگی یعنی جهش / یعنی پرواز و پرش
زندگی یعنی وا شدن / از میان غنچه پیدا شدن
زندگی یعنی طلوع یا سها / بازی با موسیقی و آواز ها
زندگی یعنی تکاپو / شادی یکتا بچه آهو
زندگی یعنی دلی را شاد کردن / اشک را از گونهای پاک کردن
زندگی یعنی صدای عشق شنیدن / غم و اندوه را ندیدن
زندگی یعنی گل خورشید چیدن / دستی بر برگش کشیدن
زندگی یعنی سختی کشیدن / سرد و گرم روزگار را چشیدن
زندگی یعنی کتاب قصه خواندن / جملهای زیبا به روی لب نشاندن
زندگی یعنی قدم برداشتن / بوته نیلوفری را کاشتن
زندگی یعنی سرودن / به هر جا پر گشودن
زندگی یعنی با همه همدل شدن / نقل یک محفل شدن
زندگی هر چه که هست / ما در آن شناوریم
ذره ذره کارمان / ما از اینجا میبریم
چه بخواهیم و نخواهیم ما به دنیا آمدیم / با یک دنیا آرزو از آسمانها آمدیم
ما از آن آسمانیم روحمان آبی است / شبهای قصه هامان همیشه مهتابی است
زندگی را بو کنیم / هر چه داریم در دلمان رو کنیم
آبی و سرزنده و مغرور باشیم / در طی این بازی زندگی پر شور باشیم پی نوشت:شاید چندروزی نتونم بیام دارم مبرم برای بدرقه ی یه پرستوی دیگه... خیلی سخته ولی چه میشه کرد مادر همسرم درگذشت....روحش شاد مادر، تو هستی و من بیهوده می خواهم از رفتنت سخن گویم. تو اکنون بیش از گذشته در درون ما هستی و من هر روز و هر ساعت حرفهایم را پنهانی به تو میگویم و از تو می خواهم دعای خیر خود را بدرقه راهم سازی.....
نظرات شما عزیزان:
خداهمه رفتگانتونوبیامرزه
ماروهم بیامرزه وهدایت کنه روح همه مادران شاد باد
سلام عزیزم
امروز روز تولد عشقمه... خوشحال میشم بهم سر بزنی ![]()
سلام وبه خوبی داری...اگه دوس داشتی بهم سر بزن باشه منتظرم خوش باشی بهترین وبلاگ سال 90
پاسخ:سلام رضا جان ممنون ازحضورگرمت...باشه حتما...موفق باشی دوست خوبم داداش ایلیا
![]() ساعت13:49---8 خرداد 1391
سلام
روزگاری تولدش را دیدیم وهمه دلشاد و شمعهای روشن را در سالگردهای بودنش با نفسهای برآمده از ذوق خاموش میکردیم و امید داشتیم تا سالی دیگر شمعی بیفزاییم بر کیک تولدش و نفسی عمیق تر برگیریم و باز هم خاموش کنیم شمعهای برافروخته از شوق حضورش را .... اما اینک همه دلگیریم از خاموش شدن همه ی شمع وجودش و نفسی که گرفته شد به غم ... وماتمی وخشکیدن لبخند هایی که شادمانه وصادقانه بر هم می گشودیم به عشق .. شمعی خاموش شد و دلهایی غم گرفت از پرواز یک پرستوی زندگی ..از خاموشی واژه ای که مادر می نامندش .. یادش گرامی و آغوش مادر بهشتیان فاطمه زهرا گشوده باد بر او و همه ی مادران شایسته ی نام مادر ... ایلیا داداش ایلیا
![]() ساعت13:49---8 خرداد 1391
سلام
روزگاری تولدش را دیدیم وهمه دلشاد و شمعهای روشن را در سالگردهای بودنش با نفسهای برآمده از ذوق خاموش میکردیم و امید داشتیم تا سالی دیگر شمعی بیفزاییم بر کیک تولدش و نفسی عمیق تر برگیریم و باز هم خاموش کنیم شمعهای برافروخته از شوق حضورش را .... اما اینک همه دلگیریم از خاموش شدن همه ی شمع وجودش و نفسی که گرفته شد به غم ... وماتمی وخشکیدن لبخند هایی که شادمانه وصادقانه بر هم می گشودیم به عشق .. شمعی خاموش شد و دلهایی غم گرفت از پرواز یک پرستوی زندگی ..از خاموشی واژه ای که مادر می نامندش .. یادش گرامی و آغوش مادر بهشتیان فاطمه زهرا گشوده باد بر او و همه ی مادران شایسته ی نام مادر ... ایلیا |
|
[ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |